#ایهام Instagram Photos & Videos

ایهام - 22342 posts

Latest Instagram Posts

  • asghar_alikarami - اصغر علی کرمی @asghar_alikarami 9 hours ago
  • بخشی از مقاله ارزشمند #محمد_آسیابانی 
امروز ۲۹ تیرماه
خبرگزاری مهر:
نشر ایهام «دوستت دارم امضای من است: شورانگیزترین ترانه‌های نزار قبانی» را با ترجمه اصغر علی کرمی منتشر کرد. نزار قبانی به شاعر عشق و آزادی مشهور است.

به گزارش خبرنگار مهر، نشر ایهام کتاب «دوستت دارم امضای من است» شامل شورانگیزترین ترانه‌های نزار قبانی را با ترجمه اصغر علی کرمی، در شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۵۴ صفحه و بهای ۱۵ هزار تومان منتشر کرد. این کتاب مجموعاً شامل ترجمه ۹ شعر عاشقانه از نزار قبانی است که همگی پیشتر توسط خوانندگان مشهور عرب از جمله عبدالحلیم حافظ، اجرا نیز شده‌اند.
اعراب در طول تاریخ تمدن‌شان شاعران شگفت انگیزی داشته‌اند. در دوره‌ای که اکنون از آن با عنوان جاهلیت یاد می‌کنیم شاعر کاهنی بود که با کلمات معجزه می‌کرد و روایت‌های حیرت انگیزی از شیوه شاعری در آن دوران وجود دارد. شعر در خون آنان بود و جملگی مثلاً در حرکت کردن خود شعر نیز می‌سرودند. اشعار آنان حتی آنها که از نظر مفهوم سطح نازلی دارد از نظر زیبایی شناسی در اوج است. به همین دلیل نیز این بیت سعدی علیه رحمه بدل به ضرب المثل شد که: «اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب * گر ذوق نیست ترا کژ طبع جانوری».
امرؤالقیس، اعشی، نابغه ذبیانی، زهیر بن أبی سلمی، عبید بن ابرص، عمرو بن کلثوم التغلبی، لبید بن أبی ربیعه عامری، حسان بن ثابت (شاعری که به با قصاید خود به دفاع از پیغمبر پرداخت) و… هرکدام اکنون نام‌های بزرگی در تاریخ ادبیات جهان هستند. تواریخ رسمی ادبیات عرب می‌گویند که شعر در خون این شاعران بود و آنقدر جایگاه والایی داشتند که در هجوم قبایل به همدیگر هیچگاه اموال شاعران مورد دستبرد قرار نمی‌گرفت، چرا که می‌ترسیدند مورد هجو شاعران قرار بگیرند. هجویه‌ها نیز در عرب سنت دیرپایی داشتند و حتی سران قبایل در عرب جاهلی نیز از هجو شدن می‌ترسیدند. اگر شاعری کسی را هجو می‌کرد، این ننگ تا آخر عمر روی آن شخص می‌ماند و او حاضر بود تمام هستی و اموال خود را بدهد تا شاعر آن هجویه را از روی‌اش بردارد.
نزار قبانی، ادامه دهنده سنت عرب است.

#نزار_قبانی
#اصغر_علی_کرمی
#ایهام
#خبرگزاری_مهر
#محمد_آسیابانی بخشی از مقاله ارزشمند #محمد_آسیابانی امروز ۲۹ تیرماه خبرگزاری مهر: نشر ایهام «دوستت دارم امضای من است: شورانگیزترین ترانه‌های نزار قبانی» را با ترجمه اصغر علی کرمی منتشر کرد. نزار قبانی به شاعر عشق و آزادی مشهور است. به گزارش خبرنگار مهر، نشر ایهام کتاب «دوستت دارم امضای من است» شامل شورانگیزترین ترانه‌های نزار قبانی را با ترجمه اصغر علی کرمی، در شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۵۴ صفحه و بهای ۱۵ هزار تومان منتشر کرد. این کتاب مجموعاً شامل ترجمه ۹ شعر عاشقانه از نزار قبانی است که همگی پیشتر توسط خوانندگان مشهور عرب از جمله عبدالحلیم حافظ، اجرا نیز شده‌اند. اعراب در طول تاریخ تمدن‌شان شاعران شگفت انگیزی داشته‌اند. در دوره‌ای که اکنون از آن با عنوان جاهلیت یاد می‌کنیم شاعر کاهنی بود که با کلمات معجزه می‌کرد و روایت‌های حیرت انگیزی از شیوه شاعری در آن دوران وجود دارد. شعر در خون آنان بود و جملگی مثلاً در حرکت کردن خود شعر نیز می‌سرودند. اشعار آنان حتی آنها که از نظر مفهوم سطح نازلی دارد از نظر زیبایی شناسی در اوج است. به همین دلیل نیز این بیت سعدی علیه رحمه بدل به ضرب المثل شد که: «اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب * گر ذوق نیست ترا کژ طبع جانوری». امرؤالقیس، اعشی، نابغه ذبیانی، زهیر بن أبی سلمی، عبید بن ابرص، عمرو بن کلثوم التغلبی، لبید بن أبی ربیعه عامری، حسان بن ثابت (شاعری که به با قصاید خود به دفاع از پیغمبر پرداخت) و… هرکدام اکنون نام‌های بزرگی در تاریخ ادبیات جهان هستند. تواریخ رسمی ادبیات عرب می‌گویند که شعر در خون این شاعران بود و آنقدر جایگاه والایی داشتند که در هجوم قبایل به همدیگر هیچگاه اموال شاعران مورد دستبرد قرار نمی‌گرفت، چرا که می‌ترسیدند مورد هجو شاعران قرار بگیرند. هجویه‌ها نیز در عرب سنت دیرپایی داشتند و حتی سران قبایل در عرب جاهلی نیز از هجو شدن می‌ترسیدند. اگر شاعری کسی را هجو می‌کرد، این ننگ تا آخر عمر روی آن شخص می‌ماند و او حاضر بود تمام هستی و اموال خود را بدهد تا شاعر آن هجویه را از روی‌اش بردارد. نزار قبانی، ادامه دهنده سنت عرب است. #نزار_قبانی #اصغر_علی_کرمی #ایهام #خبرگزاری_مهر #محمد_آسیابانی
  • بخشی از مقاله ارزشمند #محمد_آسیابانی امروز ۲۹ تیرماه خبرگزاری مهر: نشر ایهام «دوستت دارم امضای من است: شورانگیزترین ترانه‌های نزار قبانی» را با ترجمه اصغر علی کرمی منتشر کرد. نزار قبانی به شاعر عشق و آزادی مشهور است. به گزارش خبرنگار مهر، نشر ایهام کتاب «دوستت دارم امضای من است» شامل شورانگیزترین ترانه‌های نزار قبانی را با ترجمه اصغر علی کرمی، در شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۵۴ صفحه و بهای ۱۵ هزار تومان منتشر کرد. این کتاب مجموعاً شامل ترجمه ۹ شعر عاشقانه از نزار قبانی است که همگی پیشتر توسط خوانندگان مشهور عرب از جمله عبدالحلیم حافظ، اجرا نیز شده‌اند. اعراب در طول تاریخ تمدن‌شان شاعران شگفت انگیزی داشته‌اند. در دوره‌ای که اکنون از آن با عنوان جاهلیت یاد می‌کنیم شاعر کاهنی بود که با کلمات معجزه می‌کرد و روایت‌های حیرت انگیزی از شیوه شاعری در آن دوران وجود دارد. شعر در خون آنان بود و جملگی مثلاً در حرکت کردن خود شعر نیز می‌سرودند. اشعار آنان حتی آنها که از نظر مفهوم سطح نازلی دارد از نظر زیبایی شناسی در اوج است. به همین دلیل نیز این بیت سعدی علیه رحمه بدل به ضرب المثل شد که: «اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب * گر ذوق نیست ترا کژ طبع جانوری». امرؤالقیس، اعشی، نابغه ذبیانی، زهیر بن أبی سلمی، عبید بن ابرص، عمرو بن کلثوم التغلبی، لبید بن أبی ربیعه عامری، حسان بن ثابت (شاعری که به با قصاید خود به دفاع از پیغمبر پرداخت) و… هرکدام اکنون نام‌های بزرگی در تاریخ ادبیات جهان هستند. تواریخ رسمی ادبیات عرب می‌گویند که شعر در خون این شاعران بود و آنقدر جایگاه والایی داشتند که در هجوم قبایل به همدیگر هیچگاه اموال شاعران مورد دستبرد قرار نمی‌گرفت، چرا که می‌ترسیدند مورد هجو شاعران قرار بگیرند. هجویه‌ها نیز در عرب سنت دیرپایی داشتند و حتی سران قبایل در عرب جاهلی نیز از هجو شدن می‌ترسیدند. اگر شاعری کسی را هجو می‌کرد، این ننگ تا آخر عمر روی آن شخص می‌ماند و او حاضر بود تمام هستی و اموال خود را بدهد تا شاعر آن هجویه را از روی‌اش بردارد. نزار قبانی، ادامه دهنده سنت عرب است. #نزار_قبانی #اصغر_علی_کرمی #ایهام #خبرگزاری_مهر #محمد_آسیابانی
  • 121 2
  • hs.pacemaker.no240 - Root Antique @hs.pacemaker.no240 1 day ago
  • ترک 1397 از #رض از مجموعه رنگارنگ احسان #آتور
خب قبل از اینکه طبق روال همیشه به تفسیر این قطعه بپردازیم جا داره یاد کنیم از مجموعه #رنگارنگ و قطعه های زیبایی که احسان عزیز ساخت و یک گلایه از مخاطبین که چرا از قطعه های #اینسترومنتال استقبال نمیکنند؟
‌
خب به خود اثر میپردازیم:
در ابتدا خوبه اشاره کنیم به بیت این کار که سمپلی زیبا و هوشمندانه از قطعه "#خرچنگ های مردابی" از #حبیب هست. قطعه ای که مفهومی با محوریت حرکت در خلاف جامعه، و استفاده از این قطعه نامربوط با تکست رض نیست.
‌
رض در حال نقل داستانیه که توش خودش رو جزئی ای از باد میبینه که در حال حرکته و توی مسیر به شمعی میرسه که طبق روال باید خاموشش کنه اما باهاش چشم توی چشم میشه و گفتگویی بینشون آغاز میشه:
"پرسید:کجا میری؟
گفتم:دنیارو ببینم
گفت:حیف من گیر این تنم! همینجا اسیرم، میسوزم بدم نور،قدم بشه کم،اشک شم بچکم،یه روزم بمیرم"
و راوی بعد از اون عنوان میکنه که درک این وضعیتِ شمع براش سخته امامیدونه که حتما دلیلی براش وجود داره.
‌
‌بعد از اون، باد شمعو خاموش میکنه و رض از خواب پا میشه(همه اش خواب بوده)،نگاهی به آسمون و ستاره هاش میکنه:
"آسمون پر ستارس جای سوزن (#ایهام: سوء ظن) نیست!" (شکی در آفرینش و وجود خدا نیست)
در آخر هم اشاره به ذاتی یگانه داره که همه جا و همه جوره باهاش هست.
اما ارتباط این موضوعات با هم چیه و چرا با هم بیان شدن؟
‌
در ابتدا شمع بر این باوره که داره اطراف خودشو روشن میکنه اما در کنارش درگیر نفس خودشه "گیر این تنم" واسیر اون شده. پس شمع نمادِ اشخاصیه که خودشون رو در جسمشون زندانی کردند. ولی رض بعد از بیدار شدن و نگاه به ستاره ها به کوچک بودن شمع در این جهان پی میبره و سوال هایی از خودش میپرسه.
این که کدوم دنیا واقعیه؟ دنیای تکراری یا خواب هایی که میبینه؟ "با خودم دارم فکر میکنم کدوم حقیقت میبرتم خواب؟"
‌
مطلب دیگه ای که بهش اشاره میشه وجود ذاتی یگانه در تمام هستی است. هستی ای که با نابودی در آمیخته "تو دل نیستی، من هستم". این ذات یگانه (میتونه جلوه ای از خدا باشه) در تمام کیهان با هم یکی شده و وجود تمام عناصر در اون به هم وابسته است. این که ذات ما با تمام انسان ها و آفرینش یکی هست "من نورم، من رنگ، من خطم، همه چیز و همه کسم، همه جای دنیام" اما در نهایت در جسمی خودمون رو محبوس کردیم (مثل شمع) و تنها شدیم و از این مسئله راضی هستیم (برمیگردم توی تنم همون راضی تنهام) #رپ #rap #hiphop ترک 1397 از #رض از مجموعه رنگارنگ احسان #آتور خب قبل از اینکه طبق روال همیشه به تفسیر این قطعه بپردازیم جا داره یاد کنیم از مجموعه #رنگارنگ و قطعه های زیبایی که احسان عزیز ساخت و یک گلایه از مخاطبین که چرا از قطعه های #اینسترومنتال استقبال نمیکنند؟ ‌ خب به خود اثر میپردازیم: در ابتدا خوبه اشاره کنیم به بیت این کار که سمپلی زیبا و هوشمندانه از قطعه "#خرچنگ های مردابی" از #حبیب هست. قطعه ای که مفهومی با محوریت حرکت در خلاف جامعه، و استفاده از این قطعه نامربوط با تکست رض نیست. ‌ رض در حال نقل داستانیه که توش خودش رو جزئی ای از باد میبینه که در حال حرکته و توی مسیر به شمعی میرسه که طبق روال باید خاموشش کنه اما باهاش چشم توی چشم میشه و گفتگویی بینشون آغاز میشه: "پرسید:کجا میری؟ گفتم:دنیارو ببینم گفت:حیف من گیر این تنم! همینجا اسیرم، میسوزم بدم نور،قدم بشه کم،اشک شم بچکم،یه روزم بمیرم" و راوی بعد از اون عنوان میکنه که درک این وضعیتِ شمع براش سخته امامیدونه که حتما دلیلی براش وجود داره. ‌ ‌بعد از اون، باد شمعو خاموش میکنه و رض از خواب پا میشه(همه اش خواب بوده)،نگاهی به آسمون و ستاره هاش میکنه: "آسمون پر ستارس جای سوزن (#ایهام: سوء ظن) نیست!" (شکی در آفرینش و وجود خدا نیست) در آخر هم اشاره به ذاتی یگانه داره که همه جا و همه جوره باهاش هست. اما ارتباط این موضوعات با هم چیه و چرا با هم بیان شدن؟ ‌ در ابتدا شمع بر این باوره که داره اطراف خودشو روشن میکنه اما در کنارش درگیر نفس خودشه "گیر این تنم" واسیر اون شده. پس شمع نمادِ اشخاصیه که خودشون رو در جسمشون زندانی کردند. ولی رض بعد از بیدار شدن و نگاه به ستاره ها به کوچک بودن شمع در این جهان پی میبره و سوال هایی از خودش میپرسه. این که کدوم دنیا واقعیه؟ دنیای تکراری یا خواب هایی که میبینه؟ "با خودم دارم فکر میکنم کدوم حقیقت میبرتم خواب؟" ‌ مطلب دیگه ای که بهش اشاره میشه وجود ذاتی یگانه در تمام هستی است. هستی ای که با نابودی در آمیخته "تو دل نیستی، من هستم". این ذات یگانه (میتونه جلوه ای از خدا باشه) در تمام کیهان با هم یکی شده و وجود تمام عناصر در اون به هم وابسته است. این که ذات ما با تمام انسان ها و آفرینش یکی هست "من نورم، من رنگ، من خطم، همه چیز و همه کسم، همه جای دنیام" اما در نهایت در جسمی خودمون رو محبوس کردیم (مثل شمع) و تنها شدیم و از این مسئله راضی هستیم (برمیگردم توی تنم همون راضی تنهام) #رپ #rap #hiphop
  • ترک 1397 از #رض از مجموعه رنگارنگ احسان #آتور خب قبل از اینکه طبق روال همیشه به تفسیر این قطعه بپردازیم جا داره یاد کنیم از مجموعه #رنگارنگ و قطعه های زیبایی که احسان عزیز ساخت و یک گلایه از مخاطبین که چرا از قطعه های #اینسترومنتال استقبال نمیکنند؟ ‌ خب به خود اثر میپردازیم: در ابتدا خوبه اشاره کنیم به بیت این کار که سمپلی زیبا و هوشمندانه از قطعه "#خرچنگ های مردابی" از #حبیب هست. قطعه ای که مفهومی با محوریت حرکت در خلاف جامعه، و استفاده از این قطعه نامربوط با تکست رض نیست. ‌ رض در حال نقل داستانیه که توش خودش رو جزئی ای از باد میبینه که در حال حرکته و توی مسیر به شمعی میرسه که طبق روال باید خاموشش کنه اما باهاش چشم توی چشم میشه و گفتگویی بینشون آغاز میشه: "پرسید:کجا میری؟ گفتم:دنیارو ببینم گفت:حیف من گیر این تنم! همینجا اسیرم، میسوزم بدم نور،قدم بشه کم،اشک شم بچکم،یه روزم بمیرم" و راوی بعد از اون عنوان میکنه که درک این وضعیتِ شمع براش سخته امامیدونه که حتما دلیلی براش وجود داره. ‌ ‌بعد از اون، باد شمعو خاموش میکنه و رض از خواب پا میشه(همه اش خواب بوده)،نگاهی به آسمون و ستاره هاش میکنه: "آسمون پر ستارس جای سوزن (#ایهام: سوء ظن) نیست!" (شکی در آفرینش و وجود خدا نیست) در آخر هم اشاره به ذاتی یگانه داره که همه جا و همه جوره باهاش هست. اما ارتباط این موضوعات با هم چیه و چرا با هم بیان شدن؟ ‌ در ابتدا شمع بر این باوره که داره اطراف خودشو روشن میکنه اما در کنارش درگیر نفس خودشه "گیر این تنم" واسیر اون شده. پس شمع نمادِ اشخاصیه که خودشون رو در جسمشون زندانی کردند. ولی رض بعد از بیدار شدن و نگاه به ستاره ها به کوچک بودن شمع در این جهان پی میبره و سوال هایی از خودش میپرسه. این که کدوم دنیا واقعیه؟ دنیای تکراری یا خواب هایی که میبینه؟ "با خودم دارم فکر میکنم کدوم حقیقت میبرتم خواب؟" ‌ مطلب دیگه ای که بهش اشاره میشه وجود ذاتی یگانه در تمام هستی است. هستی ای که با نابودی در آمیخته "تو دل نیستی، من هستم". این ذات یگانه (میتونه جلوه ای از خدا باشه) در تمام کیهان با هم یکی شده و وجود تمام عناصر در اون به هم وابسته است. این که ذات ما با تمام انسان ها و آفرینش یکی هست "من نورم، من رنگ، من خطم، همه چیز و همه کسم، همه جای دنیام" اما در نهایت در جسمی خودمون رو محبوس کردیم (مثل شمع) و تنها شدیم و از این مسئله راضی هستیم (برمیگردم توی تنم همون راضی تنهام) #رپ #rap #hiphop
  • 41 0